خوب بود قدر گل های پیرهن گلاب خانم بهارم می گرفت و پشت پلک های شهری خواب را عاریه می گرفتم که هزار سال از من کوچکتر بود و اگر view همه پنجره هاش به زیرزمین باز بود باز من با آغاسی بندری می رقصیدم و کل می زدم . ... خوب بود ککم که می خواست بگزد ایوروشه از شیار پوستم نشت می کرد و با رختخواب مردی سیر می شدم که مرا به قدر دقیقه های گر گرفته ی لب هام تناسب می بست . .. .. خوب بود حال و هوایmake up صورتم ربطی به شهرهای خزری نداشت وقتی آب حروف چینی روزنامه ها را به هیچ کجا می برد . خوب بود ... ....... دیماه 86
