هیچ حساب کرده اید , خودتان را خیلی هم که ایرانی فارسی زده تلقی کنید باز هم در روز دست کم ده بیست لغت انگلیسی استفاده می کنید ؟ گیرم که موبایلتان را فارسی کرده باشید و خودتان را مجاب کنید که بگویید رایانه ام هنگ کرده است , یا من یک نمابر برایتان ارسال کرده ام , یا وقتی فهمیدم بالگردی سقوط کرد ... باز هم بالاخره از دهن تان می پرد و می گویید : وای شماره ی فلانی را save نکرده ام , خیلی وقت است یک موسیقیclassic نشنیده ام , ...... در قرن حاضر به مدد اینترنت و ماهواره و موبایل و سایر وسایل ارتباطات جمعی سراسر دنیای نا انگلیسی زبان زیر بمباران زبان انگلیسی دچار آوارگی و سرگردانی زبانی شده اند . ورود اجباری و ناخواسته ی زبان انگلیسی به جغرافیای زبانی محلی و بومی از یک سو و از سوی دیگر ضرورت پذیرایی از این مهمان ناخوانده , دنیای نا انگلیسی زبان را به صرافت آموختن هرچه بیشتر این زبان بین المللی انداخته است . امروزه دانستن زبان انگلیسی یک اجبار یک ضرورت یک نوع کاتالیزور جهت تخصصی شدن در هر فن است . حالا .. در این برهه شتاب زده که به نوعی تمامی متخصصین هر رشته ای را مجبور به آموختن زبان انگلیسی می کند ؛ چه ضرورتی است که ما برای واژه های انگلیسی مورد استفاده معادل سازی کنیم ؟ آیا تا چند دهه اخیر زیر این بمباران پرشتاب و عامدانه تسلیم شدگان نهایی نیستیم ؟ توجه داشته باشید آموختن زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم مد نظر نگارنده نیست ؛ بلکه این زبان دوم جایگاهی به مراتب در خور و اهمیت زبان اول و حتی بیشتر پیدا کرده است . بحث و چالش ایجادشده درباره همین قسمت دوم ماجراست وگرنه واضح است که آموختن یک زبان دوم هیچ گونه پیامد منفی در بر نخواهد داشت. وقتی قرار است برای به روز بودن و مطلع بودن با سراسر دنیا به یک زبان تکلم کنی , آیا لازم است که معادل واژه های انگلیسی را یاد بگیری و بکار ببری ؟؟ این عمل غیر از اینکه انرژی آموزشی را دوبرابر می طلبد , بار دیگری دارد ؟ خب حالا بحث حفظ زبان فارسی به میان می آید : 1- آیا در میان انبوه واژگان فارسی ورود و پذیرش چندین کلمه ی انگلیسی که به فراخور هر تکنولوژی جدیدی وارد می شود , می تواند خطری جدی برای پیکره ی زبان فارسی محسوب شود ؟ 2- وقتی زبان انگلیسی با زیرکی و سیاست عامدانه, سیطره جهانی اش را آغاز کرده و خودش را به سبد کالای آموزشی تمام دنیا تحمیل کرده است , آیا اینکه روزی جای زبان اول و دوم سراسر دنیا عوض شود , قابل تصور نیست ؟؟ و اگر چنین چیزی وقوعش محتمل باشد آیا تلاش ما جهت حفظ و بقای زبان مادریمان بیهوده نیست ؟؟ و باز اگر احتمال چنین چیزی باشد هویت هر ملتی کجا گم و گور می شود ؟؟ ذهن نگارنده مثل متنش همین قدر درهم وبرهم و آشفته این مسئله است . نه می شه بی خیال فارسی شد و گفت بابا بسه هویت زبانی , هویت فرهنگی , هویت ملی و هویت ....... نه می شه necessity انگلیسی رو بی خیال شد . همین که فارسی رو می شکونم واین جوری می نویسم عذاب وجدان فرهنگی یقه م رو می گیره . به همون مقدار وقتی معنی یک لغت انگلیسی رو نمی فهمم عذاب وجدان آموزشی یقه م رو می گیره . می بینید که بالاخره همیشه یقه ی ما گیره . خیلی مایلم نظر دوستان صاحب نظر و علاقه مند را ببینم .