تبليغاتX
آلما خانوم جان

       صفحه اصلی              |               تماس با من               |            

 

 

 

 

یگانه وطنم نوشته است ، کلمه است
و می نویسم
پس نمی میرم .


                   مارگریت دوراس

 


 

صفحه اصلی آلماخانم جان

تماس با آلما خانم جان

دوستان آلما خانم جان

مکتوب
خوابگرد
هفتان
آريو برزن
وب نوشت
بنیاد گلشیری
ابراهيم
رستاخيز خيال
لي لي حوضک
خرمگس خاتون
نيمه خالي ليوان
منطقه امن
عینالی
بهزادبهادری"صدایم را ..."
سیاوش کاویان
رضابهارلو"تو هرگز .."
کافه نمایش
کافه داستان
کافه تیتر
قابیل
خانه داستان
آتی بان
رزا جمالی
سیدعلی صالحی
امپراطور
جواد جزینی" جیم جیم"
آستانه ای بر شعر کازرون
انجمن مجازی
خودکار کم رنگ
کامران نجف زاده
مصلوب
حامد رحمتی
والس
ایمان ملکی "نقاش"
ایپک
علی عبدالرضایی
روجا چمنکار
لنگستن هیوز
نیشدارو
مهندسی بازار
وحید آقاجانی
مریم"مشاور حقوقی آنلاین"
رضاطاهری"همیشه خیابانی ..."

نوشته های پیشین

خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386

آمار بازدید از وبلاگ

  

   

میدان آرژانتین

 

آن قدر  

توی میدان آرژانتین

 عربی برقصم

که جمیله یادش برود

آن قرهای کمر ریز ریز را ....

ریز ریز می بافم

موهایم را

تا مودرازی  می کنند  از گلیم روسری 

کارمندهای عالی رتبه ی  بهشت

حواله ام می کنند

پس گردنی

مینی بوس های در کمین

 

سینه های لرزان

با عبدالحلیم حافظ

با عمردیاب

سینه های درشت را

تف می دهم با کمی عطر و روغن نارگیل

داغ  , داغ

امام جماعت مسجد:

" - نمی سوزد سینه ای که حافظ قرآن است "

- آقا عطر و روغن نارگیل ِ داغ ، داغ

یا انهاربا حورالعین ٌ کامثال ِ لولوءِ مکنون   ؟؟؟

-         از شما چه پنهان حورالعین ِ داغ , داغ

 

 

دهم خرداد 1386

 

 

    + نوشته شده در  بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط مریم بانو  | 


   
  

   

دیزاینر جزایر قناری

 

چند سالی است ذهنم درگیر و دار پیدا کردن خطی است که بشود روش راه رفت , پیاده شد , نفس کشید خلاصه هرچی که اسمش زندگی باشد . خطی که نه سیاه باشد نه سفید , نه گرم باشد نه سرد , نه راست باشد نه چپ , نه سوسیالیستی باشد نه کاپیتالیستی , نه زمینی باشد نه آسمانی , نه لائیکی باشد نه طالبانی , نه قرمز باشد نه آبی , نه حافظ باشد نه عبدالرضایی , نه هوار باشد نه هیس , نه حروم زاده باشد نه حلال زاده ......

یه جورهایی همه این ها باشد و نباشد که بشود برای این  قرن سرکش لجوج بدقلق قابل اجرایش کرد  . طوری که بتوانی بگویی : « ای زندگیم بدک نیست معتدله . مثل جزایر قناری شده ملس واره ». حالا چه جوری ؟ این  چه جوری اش مهم است . این چه جوری را چه جوری می شود پیدا کرد ؟ ظرافت عجیب و غریبی می خواهد . مثل این که توی یک کاخ سلطنتی عظیم باشی با یک دنیا لوازم عتیقه و مدرن و خنزر پنزر و .... بعد اجبارن دیزاینرش تو باشی !! مجبوری همه لوازم واثاثیه را در یک فرصت محدود طوری بچینی که در عین اینکه از همه اثاثیه استفاده می کنی ؛ زیبایی , اصالت , نظم ظاهری و باطنی , شکوه , رعایت سلیقه عوام و خواص , توازن و به نظرم از همه مهم تر حظ بصری و روانی ای که به تو به عنوان دیزاینر را می دهد شامل شود .

به من بگو می شود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    + نوشته شده در  هجدهم خرداد 1386ساعت 2 قبل از ظهر  توسط مریم بانو  | 


  

    تمام شهر را

با تو راه رفته ام

بی شره بهار

از چشم هایت

تقصیر تو نیست

اینجا ....

بهار تقبیح است .

اینجا ...

دیوارهایش

بندانگشتی 

با آسمان

فاصله دارند . 

 

    + نوشته شده در  نهم خرداد 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط مریم بانو  | 


  

   

شهروند امروز

            قوچانیِ به روز

                     خواننده ی هر روز

 

 

این مجله را که قصد دارم خواندنش را به شما توصیه کنم , سومین شماره اش چاپ شده است . سردبیرش محمد قوچانی است .

محاسن این مجله :

 

1-     داشتن یک سردبیر حرفه ای :

ایشان داماد آقای عمادالدین باقی هستند . اطلاعات علوم سیاسی وعلوم تاریخی و اجتماعی ایشان بنابر گفته شاهدان عینی  به طرز عجیبی  بیشتر از حوزه سنی ایشان است ( ایشان کمتر از سی سال دارند  ) .البته شما می توانید با خواندن مقاله های ایشان به صحت نظرات صاحب نظران پی ببرید . در یک مقاله یک صفحه ای علاوه بر اینکه می توان به یک انسجام کلی و هدف دار موضوع مقاله پی برد ؛ تاریخ و پیشینه ی موضوع مقاله را  ماهرانه و با قلم شیوا در تار و پود مقاله نیز می گنجاند . در واقع با این ترفند پیش مطالب لازم برای فهم موضوع مقاله را در اختیارتان می گذارد با کمترین اصطلاحات لاتین و فنی تخصصی  . که همین مورد اخیر تفاخر نویسنده را از متن می دزدد و شما به راحتی با مقاله ارتباط برقرار می کنید .

 

2- پرونده سازی

برای هر موضوعی پرونده سازی می شود. مثلن اگر پرونده سیاسی این هفته مجله مسئله هسته ای باشد ( یادم من باشد / هر کجا که هستم / انرژی هسته ای حق مسلم من است ) , چندین مقاله (اعم از تالیف و ترجمه ) و مصاحبه در آن گنجانده می شود . این مسئله خود دو حسن اساسی دارد : اول آنکه نظرات مخالف و موافق عنوان می شود و دوم اینکه بهره گیری و دانسته ی خواننده به زعم چندین مقاله در یک موضوع واحد به حداکثر میزان ممکن می رسد .

 

3- جامع بودن

 این مجله به دلیل ایجاد و پرداخت به تمامی حیطه های موضوعی روزنامه نگاری بسیار مدون و جامع عمل کرده است . مباحث سیاسی , هنری ( سینما , ادبیات , هنر های تجسمی , موسیقی , تلویزیون و ... )  ورزشی , علمی ( پزشکی , ریاضیات , کامپیوتر ..... ), اجتماعی , اقتصادی , ... در این مجله ی صدو اندی صفحه ای به صورت کاملن حرفه ای و تخصصی گرد آوری شده است .

به نظر بنده خوانش عمیق و دقیق این مجله در هر هفته معادل گذراندن حداقل یک واحد درسی است . !!! ( اگر سردبیرش بفهمد چه تعریف هایی می کنم حداقل اشتراک رایگان را برای بنده منظور می فرمایند )

اگر این مجله را خواندید , لطفن نظرتان را ارائه دهید .

 

    + نوشته شده در  ششم خرداد 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط مریم بانو  | 


 

کلیه حقوق این وبلاگ متعلق به آلما خانم جان دات بلاگفا دات کام می باشد .

طراحی و اجرا : مرکز خدمات وب و تصویر پارسیان